بررسی شخصیت مردان قدرت، آنان که بر اریکه قدرت تکیه زده اند، و کند و کاو راههای، رسیدن به کرسی صدارت، شاید بتواند، بهترین راه، برای شناخت آن فرد و به تبع، سرنوشت سرزمین در صدارتش باشد. در حد توان و بضاعت باید کوشید تا راز میان خشونت و عصیان نهان در چهرههای آرام و ساده را درک کرد. از آنجایی که سیاست، بیشتر بازار مردان و زنان حقه باز و فاسد است تا صالح، گاهی حضور چهرهایی ساده و پاک، چنان رخ می نماید که به راحتی هر چه تمام تر، اعتماد توده مردم را جلب می کند و به بیانی دیگر، عاطفه توده، با سادگی کلام و چهره آنها، خو می گیرد.
بهترین نمونه آشنا در تاریخ معاصر ایران زمین، رضا شاه پهلوی است. مردی که از میان پایین ترین اقشار مردم زمانش، به قدرت رسید. روستا زاده، ساده و وطن پرست، که وقتی به قدرت نیاز داشت با همین حربه به آن رسید وهیچگاه تصور نمی شد آن"سادهء وطن پرست" روزی " دیکتاتوری" تمام و کمال از آب در آید.
اما بعد از هشتاد سال از آن روزها هنوز فرهنگ ساده بودن و پاک بودن در نگاه و باور مردم خریدار دارد. احمدی نژاد هم گونه ای دگر از این نمونه های فراوان است. وی امروز، با همین چهره در انظار ظاهر می شود. مردی روستا زاده که با رنج بسیار خود را به مسند قدرت کشور رسانیده است. اما موضوع، از منظر دیگر نیز، قابل بررسی است. ماجرا چنین است که: پدر زحمت کش ایشان با مهاجرت به تهران شرایط زندگی را بهبود بخشید و سبب شد تا آقا محمود بعد از مدت کوتاهی با مدرسه دولتی وداع کند و به مدرسه خصوصی تشریف ببرد. یک مدرسه خصوصی گران قیمت که در شرق تهران برقرار بود، زمینه ساز پیشرفت محمود خان جوان را فراهم آورد تا ایشان در دانشگاه علم و صنعت دانشجو شود.
محمود، بعدها خود را فردی منفصل از جریانهای قدرت و احزاب و دسته جات سیاسی معرفی کرد، فردی مستقل که از میان توده های فقیر مردم می آید. او در معرفی شخصیت واقعی خود کمی دست برد و صلاح دانست، تا نگوید که سالها عضو سپاه پاسداران بوده و سالهاست که در خانوادهء قدرت نقش آفریده، او فراموش کرد، یا صلاح دانست، فراموش کند، که مدتی به عنوان فرماندار خوی و استاندار اردبیل مشق سیاست کرده و کنترل مال و اموال بسیاری از مردم، به حکم وظیفه در ید قدرت اش بوده است. کدام توده فقیر فرماندار و استاندار و سردار سپاه می شود؟ او در سال دوم انقلاب، آیت الله خامنه ای و احمد جنتی را برای اول بار ملاقات می کند که منجر به ورود او به خانوادهء قدرت می شود. روابط او در سپاه، همیشه برایش مفید واقع شده است و بسیاری از این افراد، موجبات بهره مندی مکرر ایشان را فراهم آورده اند.
شعار معروف دوران انتخابات ایشان تماماً حول محور سوء استفاده از قدرت و رانت خواری بود. حال ببینیم محمود خان چه می کند با قدرت. دوستان یاری رسان سپاه همگی در مسند قدرت در دستگاههای مختلف حکومت مشغول به کار شده اند. اما کاش، کار به همین جا ختم می شد، اقوام و بستگان هم یکی یکی به خیل حاکمین پیوستند.
محمود خان با برادر بزرگتر خود شروع کرد و با گماشتن ایشان به دفتر بازرسی ریاست جمهوری، آقای داود احمدی نژاد نیز به جرگهء مردان قدرت پیوست. داود احمدی نژاد با سوء استفاده از شرکتهای طرف قرارداد دولت، حالا بسیار هم پولدار شده است. آقای داود جلیلی هم به عنوان ریئس امنیت نهاد ریاست جمهوری برگزیده شدند که البته شوهر خواهر آقای ریئس جمهور می باشند. همین است که حال باید سراغ آقای مجتبی ثمره هاشمی رفت و دید که ایشان به عنوان ریئس مشاوران آقای ریئس جمهور چه نسبتی با ایشان دارند. بله ایشان هم شوهر یکی از چهار خواهر آقای آحمدی نژاد می باشند. اما کار به این جا هم ختم نمی شود. اسماعیل احمدی مقدم هم شوهر خواهر آقای ریئس جمهور تشریف دارند و به همین جهت به ناگاه به ریاست پلیس کشور می رسند. حسین شبیری که ریئس صندوق مهر رضا شده اند هم از جمله خانوادهء آقای ریئس جمهور است ، ایشان پسر خواهر جناب احمدی نژاد می باشند. و با نهایت خوشبختی باید به اطلاع برسانم که جناب ریئس جمهور فقط چهار خواهر دارند و علی اکبر محرابیان وزیر صنایع و معادن هم شوهر یکی دیگر از خواهران آقای ریئس جمهور می باشند.
حال شما ببینید و قضاوت کنید چه طور می توان باور کرد که احمدی نژاد برگزیده ای از توده های مردم است، مردمی زحمتکش و بی خبر از سیاست و قدرت؟ احمدی نژاد با رفتار و گفتار عوام پسندش هر چه تلاش می کند تا چهره واقعی خودش را پنهان کند باز نمی تواند. قدرت طلبی و بد دهنی و تصمیمات جسورانه و عجولانه او همگی حکایت از شخص دیگری است که حالا دیگر، رهبری را هم آرام آرام متقاعد ساخته که ایشان دردمند مردم و فقرا نیست و قدرت و تبلیغ و تشنج را بیشتر می پسندد.
گفتار او در سازمان ملل در سال هشتادو شش و اشاراتش به ارتباط با امام زمان (ع) در خصوص لیست وزرا و مشاوران همگی حکایاتی ساختگی است که ایشان به خیال و روان جامعه عوام راهی کردند. اما ایشان حساب کار آبروی رهبری و حاکمیت اسلامی را نکرده بودند. ایشان نمی توانند در مقام ریئس جمهور کشور ایران، چنین افتضاحاتی را به تنهایی پاسخ گو باشند. این کشور و ملت است که در خجالت داشتن چنین فرصت طلبی به فقان آمده است. رهبری با اشرافی که به مسائل مذهبی دارند چه طور نمی توانند تشخیص دهند که آقای احمدی نژاد نمی توانند، تصمیمات سیاسی و اجرایی خود را با خداوند و ذات مهربان الهی شریک شوند، و اگر چنین نیست،! پس چرا به عنوان یک شارلاتان نمی بایست محاکمه شوند.
سیاست نزد مذهبیون بسیار خطرناک تر از هر چیز دیگر است. آنها با نام خداوند ظلم و فساد را بر سرنوشت مردم جاری می کنند. دین و نیات پاک مردم را به تاراج می برند و ذهن و دل آنان را تهی از معرفت می کنند.
رضا شاه ، محمد رضا شاه ، شاهنشاهی ایران
احمد طباطبایی بیستم اردیبهشت هشتاد و هفت